مرضيه محمدزاده
154
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
6 - برخى در همين ديار به خون غلطيدند و جمعى دور تر به خاك افتادند . 7 - در كربلا روزگار بر آنان سياه شد و چون سياهى و ظلمت فرو نشست ، قربانيان معركه همانها بودند . 8 - هر روز ، باران رحمت ، چون سيل ، ريزان باد چه صبحگاهان و چه عصرگاه . 9 - بر مزارى كه غريب خاندان رسول در آن آرميده و اعضايش چاكچاك است . 10 - حاميانش خوار ماندند و ياورانش كمشمار و دشمن كينهتوزش به منتهاى آرزو رسيد . 11 - و سيق نسوانه طلاح * أحسن أن تهادى بهم طلائحه 12 - و هنّ يمنعن بالوعيد من الن * وح و الملأ الأ على نوائحه 13 - عادى الأسى جدّه و والده * حين استغاثتهما صوائحه 14 - لو لم يرد ذو الجلال حربهم * به لضاقت بهم فسائحه 15 - و هو الذى اجتاح حين ما عقر * ت ناقته إذ دعاه صالحه 11 - پردگيانش را در پس محمل چنان دواندند كه حتى شتران خسته و وامانده شدند . 12 - با تهديد آنانرا از نوحه و زارى بر قربانيان خود منع مىكردند ، ولى فرشتگان عالم بالا نوحهگر بودند . 13 - مصيبت بر جدّش و پدرش تازه شد ، موقعى كه با فرياد و صيحه استغاثه مىكردند . 14 - اگر خدا نمىخواست كه آنان قربانى و شهيد شوند ، عرصه را بر دشمنانشان تنگ مىساخت . 15 - او همان خدائى است كه قوم ثمود را ريشهكن ساخت ، هنگامىكه ناقه او را پى كردند و صالح به دو شكايت برد . 16 - يا شيع الغىّ و الضّلال و من * كلّهم جمّة فضائحه 17 - غششتم اللّه فى أذيّة من * إليكم أدّيت نصائحه 18 - عفرتم بالثرى جبين فتى * جبريل قبل النبىّ ماسحه 19 - سيّان عند الإله كلكم * خاذله منكم و ذابحه 20 - على الذى فاتهم بحقّهم * لعن يغاديه أو يراوحه 16 - اى گروه سرگشته و گمراه كه در رسوايى غوطهوريد . 17 - به خداى خود خيانت كرديد كه رسول ناصح او را آزار كرديد . 18 - چهرهى كسى را به خاك كشيديد كه قبل از پيامبر ، جبريل بر آن بوسه نهاد . 19 - در مسئوليت به پيشگاه عدالت حق ، همهتان يكسانيد : آنكسكه او را خوار گذاشته و يارى نكرد ، يا كسىكه به دست خود ، او را قربان كرد . 20 - بر آن كسىكه حقّ آنان را پايمال نمود ، لعنت خدا باد در صبحگاه و شبانگاه . 21 - جهلتم فيهم الذى عرفه البي * ت و ما قابلت أباطحه 22 - إن تصمتوا عن دعائهم فلكم * يوم وغى لا يجاب صائحه 23 - فى حيث كبش الرّدي يناطح من * أبصر كبش الورى يناطحه 24 - و في غد يعرف المخالف من * خاسر دين منكم و رابحه 25 - و بين أيديكم حريق لظى * يلفح تلك الوجوه لافحه